ابن بطوطه جهان گرد مشهورمراکشی (قرن هشتم)به مدت سی سال توانست بسیاری از سرزمین های شرق وغرب جهان را ببیند . خاطراتش تحت عنوان «رحله ابن بطوطه»نوشته شده است.هنگام عبور از ایران می نویسد:«درتستر (شوشتر)در مدرسه امام شرف الدین شوشتری منزل کردم .روزهای جمعه درمسجد جامع منبر می رفت.پس ازپایان خطبه وموعظه ازهرسو رقعه ها (نامه کوچک ،یادداشت)به او فرستادند.چه، رسم ایرانی ها براین است که سوالات خودرادررقعه ها می نویسند وبه سوی واعظ می اندازند….»
این رسم پرسش ازگوینده که به اعتبار این سند ازدیربازدراین سرزمین مرسوم بوده است تا چند سال پیش هم ادامه داشت.گاهی مجلس وعظ وخطابه به مباحثه دوجانبه یا چند جانبه تبدیل می شد.شنوندگان یا برخی شنوندگان هر سخنی را به آسانی نمی پذیرفتند اماامروز با اینکه معدل سواد ومدرک شنوندگان از گذشته بسیار بالاتر است برخی گویندگان و تریبون داران هر سخن و خبروحدیث وروایتی که برزبانشان آمدهر چندعجیب وغریب می گویند بدون این که سند وماخذی ارائه دهند. و فضای این مجالس چنان احساسی شده که جایی برای طرح پرسش نمانده بویژه اگر پرسش سوال کننده با نظر سخنران زاویه هم داشته باشد. خلاصه کاملا« نقل» جای «عقل» را گرفته است.پرسشگری در چنین مجالسی شناکردن خلاف جریان سیلاب است.
نویسنده و فرستنده مطلب: خداداد صالحی
