نویسنده:دکتر علی محمدی اسیابادی
مفاهیم مختلف در علم اقتصاد نشانگر این است که نظریه های اقتصاد که مبنای علم اقتصاد را از دوران کهن تا کنون و چه بسا در آینده، تشکیل می دهد، محاکات و الگوبرداری از نظام آفرینش است. در آثار حکمی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی، این نظام را با تمثیلهای اقتصادی توضیح داده اند. عنوان فصل دوم از کتاب مرصاد العباد نجم الدین رازی «در بیان حکمت تعلق روح به قالب و فواید آن» است. در الفاظ همین عنوان، لفظ «فواید» به صراحت و «تعلق» و «حکمت» به طور ضمنی بر مفاهیم مطرح در علم اقتصاد دلالت دارند. مطالبی که نجم رازی در ذیل این فصل نگاشته است، سراسر با واژه ها و تمثیلهای مربوط به دانش اقتصاد، آمیخته است. در تعلق روح به قالب، روح و قالب هر دو، ارزش افزوده می یابند. در مطالب نجم رازی می توان نکات دقیق و مهمی را یافت که نگرش او را نسبت به اموری همچون تولید، سرمایه، عوامل تولید، شیوه تولید و . . . نشان می دهد. فایده اینگونه تمثیلات در عصر ما بسیار زیاد است. دنیای پیشرفته غرب، اینگونه مثلها و ممثولها را در آثار نویسندگان ما از طریق شرق شناسان خود پیدا کردند، فهمیدند و ترجمه کردند و ماده و موضوع لازم برای تأسیس علوم جدید خود یافتند و توجه ما را به سمت دیگراز دین جلب کردند. حدود و تعزیرات را برای ما گذاشتند و گفتند اصل دین همین هاست و خود باطن آن را برداشتند و تا به امروز رمز و رازهای اصلی آن را نزد خود نگه داشتند و کشورهای مسلمان را گرفتار انواع معضلات اقتصادی کردند. البته به مردم آنها القا کردند که پیشرفت ما (یعنی پیشرفت خودشان) تک بعدی است ولی شما می توانید از طریق پیاده کردن احکام دینتان به پیشرفت همه جانبه دست یابید. ما خوب سرگرم شدیم. سرگرم به «اقتصاد توحیدی» ، «اقتصاد اسلامی» «بانکداری بدون ربا» و … اما امروز معلوم نیست این همه گرفتاری را باید به پای چه چیزها و چه کسانی گذاشت. امروز هم از ارزش افزوده، جز مالیاتی که باید پرداخت، چیزی دستگیرمان نشده است. تحلیلها و آمار و ارقام فراوان است اما خبری از رمزگشایی نمادها و الگوها نیست.
قصد من این نیست که در این نوشتار به مشکلات اقتصادی و یافتن راه حل برای آنها بپردازم. موضوع ما هستی و محاکات است ولی از آنجا که هیچ چیز ارزشمندتر و شریف تر از هستی نیست و تداوم هستی، برای انسان از حیث اجتماعی بودن, جز از طریق محاکات ممکن نیست و مبادرت به محاکات، مبادرت به مجموعه فعالیتهایی است که ماهیت اقتصادی دارد و ضامن هستی انسان است، بعد نظری و تمثیلی اقتصاد، به ناچار با ما همراهی می کند.
پیش از هر چیز دیگر لازم است توضیحی درباره «هستی انسان» داده شود تا از سوء تفاهمها کاسته شود. منظور از هستی انسان، نه روح به تنهایی و نه قالب به تنهایی است. بلکه پیوستگی این دو در مد نظر است و به ناچار، پیوستگی این دو، در جهان مادی ما و در ظرفهای زمان و مکان و نسبتهای مختلف آن، معنی دارد. محاکات هم، مقتضای حتمی همین پیوستگی (هستی) و حفظ تداوم آن است و خلیفه الهی انسان هم از طریق آن، تحقق می یابد. خداوند خالق هستی است و انسان هم از طریق الگوبرداری از او، خالق و آفرینشگر است.
تخصیص شش روز هفته به کار و خلاقیت و تعطیلی روز هفتم، آشکارا بیانگر محاکات آفرینش است. شش روز آفرینش در میان اکثر ادیان ابراهیمی، مبنای روزهای کاری هفته است، هر چند روز تعطیل فرق می کند. در قرآن کریم هم به این شش روز (سته الایام) اشاره شده است. روز هفتم، روزی است که انسان خلق می شود و خلق انسان، شریف ترین و بالاترین خلقت است. دست از کار کشیدن در این روز، برای تذکر و یادآوری است. تذکر نسبت به اینکه شاید روزی برسد که انسان به درجه ای از خلاقیت برسد که همه موجودات را شبیه سازی (محاکات) کند اما هرگز نمی تواند جز از راه تولید مثل، انسانی چون خود را خلق کند. استحباب مجامعت در شبهای جمعه، تذکر همین مطلب است. این نتوانستن را نباید مانند برخی از قشری گرایان به معنی «نبایست» گرفت. انسان مجاز است که تا هر جا می تواند به خلاقیت خود ادامه دهد و برای آن تا هر میزانی که می تواند علم و دانش بیاموزد. این تداوم نه تنها مجاز است بلکه لازمه هستی انسان است. اگر انسان در جایی متوقف شود، تداوم هستی خود را به خطر انداخته است. تا انسان هست محاکات هم هست و تا محاکات هست انسان هم هست اما به حد معینی از محاکات قانع شدن، تداوم هستی را به خطر می اندازد.
در دلالتهای ضمنی واژه «حکمت» به مفاهیم اقتصادی، دو مؤلفه «برنامه ریزی» و «توسعه پایدار» از همه مهمتر است.